خوزستان؛ گنجینه‌ای از مدیران بومی در حسرت میدان مدیریت

آروان خبر-عبدالحمید گل افشان //  روزگاری نه چندان دور، شاهد اوج شکوفایی و توسعه بود؛ روزگاری که مدیرانش از دل مردم و با شناخت عمیق از فرهنگ و اقلیم این سرزمین برمی‌خاستند. امروز اما، بسیاری از پست‌های کلیدی مدیریتی به دست افرادی سپرده شده است که نه ریشه‌ای در این خاک دارند و نه درکی […]

آروان خبر-عبدالحمید گل افشان //  روزگاری نه چندان دور، شاهد اوج شکوفایی و توسعه بود؛ روزگاری که مدیرانش از دل مردم و با شناخت عمیق از فرهنگ و اقلیم این سرزمین برمی‌خاستند. امروز اما، بسیاری از پست‌های کلیدی مدیریتی به دست افرادی سپرده شده است که نه ریشه‌ای در این خاک دارند و نه درکی از دغدغه‌های روزمره مردمش. این پرسش، این روزها در محافل عمومی پررنگ‌تر از همیشه مطرح می‌شود: چرا سهم مدیران بومی در خانه خودشان اینقدر اندک است؟
در حالی که پروژه‌های عمرانی نیمه‌تمام، جاده‌های حادثه‌خیز و مطالبات انباشته همچون کوهی بر دوش خوزستان سنگینی می‌کند، تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که بسیاری از مدیران غیربومی، با وجود مدارک تحصیلی عالی، نه تنها گرهی از مشکلات استان باز نکرده‌اند، بلکه گاه به دلیل ناآشنایی با بافت اجتماعی و اقلیمی، تصمیماتی گرفته‌اند که به زیرساخت‌های منطقه آسیب زده است.
در شهرستان شوشتر، اکثر مدیران ارشد غیربومی هستند و در ماهشهر، صنایع عظیم پتروشیمی با مدیرانی پروازی از تهران اداره می‌شوند که حتی حاضر نشده‌اند خانواده خود را به این مناطق منتقل کنند.گاها در آبادان و اهواز نیز این الگوی غریب‌مدیریتی در صنایع نفت و فولاد به وضوح دیده می‌شود. این غربت مدیریتی، هزینه‌های سنگینی را به توسعه اقتصادی و اجتماعی استان تحمیل کرده است؛ ناآشنایی با مسائل زیست‌محیطی و نگاه صرفاً اداری به مسائل، از جمله آسیب‌هایی است که این روند به همراه داشته است.
نکته قابل تأمل، نقش برخی از نمایندگان مجلس در شکل‌گیری این انتصابات است. گرچه نمایندگان وظیفه نظارت بر انتصابات را بر عهده دارند، اما گاه مشاهده می‌شود که با فشارهایی خارج از چارچوب تخصص و بومی‌گرایی، زمینه برای حضور مدیرانی فراهم می‌شود که شناخت کافی از استان ندارند. جالب اینجاست که وعده‌های مسئولان ارشد در حمایت از مدیران بومی، در عمل رنگ می‌بازد و شاهد انتصاب افراد غیربومی درحساس ترین پست‌ها هستیم؛ تضاد قول و فعل، ذهنیت عمومی را بیش از پیش خدشه‌دار کرده است.
در این میان، انتظار می‌رود نهادهای نظارتی با حساسیت بیشتری ورود کنند و سکوت خود را در برابر این روند بشکنند. مردم خوزستان، نه به دنبال تقابل، که به دنبال پاسخی صریح و شفاف در مورد عملکرد مدیران و توجیه این انتصابات هستند. مطالبه حق توسعه استان، یک اصل غیرقابل انکار است.
اینجانب ضمن احترام کامل به تمامی مدیران غیربومی از حیث شخصیتی و حرفه‌ای، بر این باورم که نگاه به خوزستان باید تغییر کند. انتقاد از این روند، هرگز به معنای عناد یا دشمنی با افراد نیست، بلکه دغدغه‌ای ملی برای استفاده بهینه از ظرفیت‌های انسانی و پیشگیری از هدررفت منابع است.
اکنون که وزارت راه و شهرسازی با انتصابات جدید، زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار دارد، فرصت مناسبی است تا مسئولان، نگاه خود را به خوزستان تغییر دهند. این استان، گنجینه‌ای از مدیران متعهد و کارآمد است که برای آبادانی این دیار، نیازمند فرصت‌اند. خوزستان، برای توسعه پایدار، به مدیرانی نیاز دارد که با تمام وجود، طعم گرد و غبار و امید این سرزمین را چشیده باشند و درک کنند که مدیریت در این استان، صرفاً یک پست سازمانی نیست، بلکه مسئولیتی سنگین در برابر مردمانی است که سال‌هاست در حسرت یک مدیریت کارآمد و دلسوز به سر می‌برند.