چنددستگی مخالفان؛ سپر بقای استاندار خوزستان

ساسان اشکش// در ماه‌های اخیر، خوزستان شاهد یکی از پرچالش‌ترین دوره‌های مدیریتی خود بوده است؛ دوره‌ای که در آن، نه عملکرد استاندار، بلکه پراکندگی و تشتت در صف منتقدان، به مهم‌ترین عامل بقای او در رأس مدیریت استان تبدیل شده است. موالی‌زاده، استاندار بومی و عرب‌تبار خوزستان، با شعار حمایت از بومی‌گرایی و در راستای وعده‌های […]

ساسان اشکش// در ماه‌های اخیر، خوزستان شاهد یکی از پرچالش‌ترین دوره‌های مدیریتی خود بوده است؛ دوره‌ای که در آن، نه عملکرد استاندار، بلکه پراکندگی و تشتت در صف منتقدان، به مهم‌ترین عامل بقای او در رأس مدیریت استان تبدیل شده است.

موالی‌زاده، استاندار بومی و عرب‌تبار خوزستان، با شعار حمایت از بومی‌گرایی و در راستای وعده‌های دولت پزشکیان بر سر کار آمد. قرار بود این انتصاب، نمادی از اعتماد دولت به ظرفیت‌های محلی و برگ برنده‌ای برای ترمیم شکاف‌های قومی و سیاسی در استان باشد. اما آنچه در عمل رخ داد، چیزی جز تعمیق شکاف‌ها و افزایش نارضایتی‌ها نبود.

از همان آغاز، انتصابات قومیتی و جناحی استاندار، موجی از اعتراض را در میان فعالان سیاسی، رسانه‌ای و حتی حامیان دولت برانگیخت. ژورنالیست‌هایی که پیش‌تر در صف حامیان دولت بودند، حالا با قلم‌هایی تیز و بی‌پروا، عملکرد موالی‌زاده را نقد می‌کنند. حامیان دولت نیز با صدور بیانیه‌های تند، از سیاست‌های تبعیض‌آمیز و غیرشفاف او در مدیریت استان گلایه دارند.

اما در میان این اعتراضات، یک نکته کلیدی وجود دارد: مخالفان استاندار، به‌رغم افزایش تعداد و شدت نقدهایشان، فاقد انسجام و وحدت راهبردی هستند. این چنددستگی، به‌نوعی سپر دفاعی برای موالی‌زاده شده است؛ چرا که هر گروه، به‌جای هم‌افزایی، درگیر اختلافات درونی و رقابت‌های جناحی است.

نمونه بارز این وضعیت، حضور صفایی‌مقدم، رئیس ستاد استانی پزشکیان، در کنار استاندار با لبخندی رضایت‌آمیز است؛ در حالی که ستادهای شهرستانی با بیانیه‌های اعتراضی، عملکرد او را زیر سؤال برده‌اند. از سوی دیگر، در برابر اعتراض بدنه اصلاح‌طلب استان نسبت به میدان دادن به چهره‌های رقیب و نادیده گرفتن نیروهای هم‌فکر، شاهد جلسات مکرر سید جابر موسوی، رئیس جبهه اصلاحات خوزستان، با موالی‌زاده هستیم؛ جلساتی که به‌جای پاسخ‌گویی، بیشتر به نوعی مشروعیت‌بخشی به عملکرد استاندار تعبیر می‌شوند.

این تضادها و تناقض‌ها، صدای مخالفان را در سایه عملکرد این دو چهره سیاسی خاموش کرده‌اند. در واقع، نه‌تنها وفاق وعده‌داده‌شده از سوی دولت پزشکیان در خوزستان محقق نشده، بلکه انتصاب موالی‌زاده و عملکرد ضعیف او، موجب شکل‌گیری نوعی نفاق تازه میان اقوام و جریان‌های سیاسی استان شده است؛ نفاقی که می‌تواند تبعاتی بلندمدت برای سرمایه اجتماعی دولت در خوزستان داشته باشد.

در چنین شرایطی، مخالفان استاندار باید پیش از هر چیز، اختلافات درونی خود را حل کنند و به یک صدای واحد برسند. رئیس ستاد پزشکیان و قائم‌مقام او نیز باید صدای همراهان انتخاباتی‌شان را بشنوند و از نشستن در کنار استاندار بدون پاسخ‌گویی به مطالبات بدنه سیاسی خودداری کنند.
در غیر این صورت، تنها کسی که از این اختلاف‌ها سود می‌برد، موالی‌زاده است؛ و آنچه از دست می‌رود، اعتماد فعالان سیاسی و اجتماعی به ستاد دولت در استان خوزستان است؛ اعتمادی که سرمایه‌ای برای اصلاح و وفاق بود، نه برای تثبیت وضع موجود.