انتخابات شوراهای شهر؛ میان امید و دلزدگی

آروان خبر-ساسان اشکش//کمتر از شش ماه تا برگزاری انتخابات شوراهای شهر باقی مانده است؛ انتخاباتی که از پایتخت تا دورترین روستاهای ایران را دربرمی‌گیرد و آیینه‌ای از تنوع اجتماعی کشور محسوب می‌شود. اصل هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی، که بر تشکیل شوراهای شهر و روستا تأکید دارد، سال‌ها مغفول مانده بود تا آن‌که در دولت […]

آروان خبر-ساسان اشکش//کمتر از شش ماه تا برگزاری انتخابات شوراهای شهر باقی مانده است؛ انتخاباتی که از پایتخت تا دورترین روستاهای ایران را دربرمی‌گیرد و آیینه‌ای از تنوع اجتماعی کشور محسوب می‌شود. اصل هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی، که بر تشکیل شوراهای شهر و روستا تأکید دارد، سال‌ها مغفول مانده بود تا آن‌که در دولت اصلاحات و به ابتکار سید محمد خاتمی به اجرا درآمد. در فضای نسبتاً دموکراتیک آن روزگار، شوراها فرصتی تازه برای حضور مردم در معادلات اجتماعی و سیاسی کشور فراهم کردند و به‌عنوان نزدیک‌ترین نهاد به زندگی روزمره مردم، تمرینی برای مشارکت اجتماعی شدند.

با این حال، تغییر در شرایط نامزدی و شیوه گزینش افراد، بیش از آن‌که به تقویت شوراها کمک کند، زمینه حذف بسیاری از چهره‌های باتجربه را فراهم ساخت. تجربه‌ای که می‌توانست در حوزه حقوق شهروندی و شناخت نیازهای شهری کارآمدی این نهاد مردمی را افزایش دهد، جای خود را به مدارک دانشگاهی و معیارهای صوری داد؛ مدارکی که به‌تنهایی قادر به جایگزینی تجربه عملی و شناخت واقعی مسائل شهری نبودند و همین امر ضربه‌ای جدی بر کارایی شوراها وارد کرد.

اکنون مردم در حالی آماده حضور در انتخابات شورای هفتم می‌شوند که این دوره تفاوت‌های چشمگیری با گذشته دارد. از یک‌سو نسلی تازه در حال ظهور است؛ جوانانی که با انرژی و نگاه نو وارد عرصه شده‌اند و می‌خواهند روایت تازه‌ای از مدیریت شهری و روستایی ارائه دهند. از سوی دیگر، دلزدگی و کناره‌گیری برخی چهره‌های مطرح ادوار پیشین مشهود است؛ کسانی که سرمایه اجتماعی و تجربه‌شان می‌توانست پشتوانه‌ای برای شوراها باشد اما به دلایل گوناگون از ادامه مسیر بازمانده‌اند.

این انتخابات، به دلیل تحولات سیاسی پس از شهادت رئیس‌جمهور و انتقال قدرت به دکتر پزشکیان، با یک سال تأخیر برگزار می‌شود. هنوز مدت زمان فعالیت این دوره به‌روشنی مشخص نشده و احتمال کوتاه بودن عمر آن نسبت به دوره‌های پیشین، انگیزه ورود برخی چهره‌های شناخته‌شده را کاهش داده است. این ابهام، خود به یکی از چالش‌های جدی انتخابات بدل شده و بر فضای رقابت سایه انداخته است.

شوراها همواره دو وجه سیاسی و اجتماعی را در خود جای داده‌اند. از منظر سیاسی، بخشی از ساختار قدرت و تصمیم‌گیری در کشور هستند؛ تأیید صلاحیت نامزدها، رقابت جریان‌های سیاسی و تأثیر دولت‌ها بر روند انتخابات، آن را به یک حرکت سیاسی تبدیل می‌کند. بسیاری از گروه‌ها شوراها را سکوی ورود به عرصه‌های بالاتر سیاست می‌دانند و همین نگاه، رقابت‌ها را پیچیده‌تر می‌سازد. از منظر اجتماعی نیز شوراها نزدیک‌ترین نهاد به زندگی روزمره مردم‌اند؛ انتخاب اعضا بیشتر بر اساس شناخت محلی، اعتماد اجتماعی و تجربه زیسته مردم صورت می‌گیرد. شوراها می‌توانند بازتاب‌دهنده نیازهای واقعی محله‌ها و روستاها باشند و به نوعی تمرین مشارکت اجتماعی محسوب شوند.

انتخابات پیشِ‌رو، میان امید به نسل تازه و بیم از تکرار دلزدگی‌های گذشته، آزمونی دوباره برای جایگاه شوراها در حیات اجتماعی و سیاسی ایران خواهد بود؛ آزمونی که نتیجه آن می‌تواند مسیر آینده مشارکت مردمی و کارآمدی این نهاد را روشن‌تر سازد.