آروان خبر -ساسان اشکش// داستان روابط ایران و روسیه، سرشار از خیانتها و تلخیهایی است که در حافظه تاریخی ایراندوستان باقی مانده و هنوز زخمهای آن بر جان این سرزمین نشسته است. نمونههای آشکار این خیانتها را میتوان در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان در دوران قاجار دید؛ قراردادهایی که نه تنها بخشهای بزرگی از […]
آروان خبر -ساسان اشکش// داستان روابط ایران و روسیه، سرشار از خیانتها و تلخیهایی است که در حافظه تاریخی ایراندوستان باقی مانده و هنوز زخمهای آن بر جان این سرزمین نشسته است. نمونههای آشکار این خیانتها را میتوان در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان در دوران قاجار دید؛ قراردادهایی که نه تنها بخشهای بزرگی از خاک ایران را جدا کردند، بلکه غرور ملی را نیز جریحهدار ساختند.
با این حال، در طول تاریخ شرایطی پیش آمده که روسیه به ظاهر در کنار دولتهای ایران قرار گرفته است؛ از نفوذ حزب توده به عنوان گروه سیاسی مورد حمایت شوروی در دوران پهلوی گرفته تا حضور روسیه به عنوان همپیمان جمهوری اسلامی در تحولات سیاسی و منطقهای. اما واقعیت آن است که روسیه هیچگاه در جایگاه یک همپیمان وفادار ظاهر نشده؛ همپیمانی که باید مدافع منافع شریک خود باشد، نه صرفاً بهرهبردار از موقعیتهای حساس.
انتشار اسناد تازهای از گفتوگوهای محرمانه میان ولادیمیر پوتین و جورج بوش در سال ۲۰۰۸، چهره واقعی روسیه در قبال ایران را آشکار کرد. این اسناد نشان دادند که روسیه در بزنگاههای حساس نه تنها مدافع ایران نبوده، بلکه در تعاملات پشت پرده، ایران را به مثابه مهرهای برای معامله با غرب دیده است. این واقعیت یادآور سخن محمدجواد ظریف است که گفته بود: «روسیه نمیخواهد ایران هیچگاه با دنیا روابط عادی داشته باشد.» سخنی که در زمان خود با واکنش شدید دلواپسان و حامیان روابط با روسیه روبهرو شد.
اکنون با افشای این اسناد، انتظار میرود همان دلواپسانی که سالها با برچسبزنی و تخریب، مانع نقد سیاستهای روسیه شدند، دستکم در برابر حقیقت سکوت نکنند و به جای دفاع بیچونوچرا از مسکو، منافع ملی ایران را در اولویت قرار دهند. این اسناد نشان میدهد که دفاع کورکورانه از روسیه نه تنها سودی برای ایران نداشته، بلکه هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرده است.
سیاست دوگانه روسیه پیش از آنکه سودی برای ایران داشته باشد، همواره در مسیر منافع ملی خود حرکت کرده است. شاید زمان آن رسیده باشد که دولت ایران از گذاشتن همه تخممرغهای خود در یک سبد پرهیز کند و به جای اتکا به یک قدرت خارجی، راههای متنوعتری برای تأمین منافع ملی برگزیند.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تعامل سازنده با جهان است. در شرایطی که اقتصاد کشور با بحرانهای جدی روبهروست و جامعه به دنبال گشایش و امید است، سیاست خارجی نمیتواند صرفاً بر محور یک قدرت شرق یا غرب بنا شود. تعامل متوازن با دنیا، نه به معنای چشمپوشی از استقلال، بلکه به معنای بهرهگیری هوشمندانه از فرصتها برای توسعه اقتصادی، علمی و فرهنگی است. تجربه تاریخی نشان داده که انزوا و وابستگی یکجانبه، تنها به تکرار تلخیهای گذشته میانجامد.
تاریخ بارها ثابت کرده است که روسیه در بزنگاههای تاریخی پشت کشورهای همپیمان خود را خالی کرده و آنها را تنها گذاشته است. ایران نیز خاطرات تلخی از این رفتار دارد؛ از عهدنامههای ترکمانچای و گلستان گرفته تا حمایت از فرقه پیشهوری در آذربایجان و در نهایت خیانتهای پشت پرده اخیر که جز زیان برای منافع ملی ایران دستاوردی نداشته است. این سرزمین بارها هزینه اعتماد به روسیه را پرداخته و امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در سیاست خارجی خود است؛ بازنگریای که تعامل با دنیا را به جای وابستگی به یک قدرت، در مرکز توجه قرار دهد.
Δ