آروان خبر -ساسان اشکش//پزشکیان بهعنوان رئیسجمهوری، اصول کلیدی حکمرانی خود را بر سه پایه بنا نهاده است: – صداقت و شفافیت در بیان مشکلات جامعه – پرهیز از وعدههای غیرعلمی و عوامفریبانه – مردممحوری این سه اصل در نگاه نخست میتوانستند بنیانی تازه برای بازسازی اعتماد عمومی باشند؛ چرا که جامعه ایران پس از تجربههای […]
آروان خبر -ساسان اشکش//پزشکیان بهعنوان رئیسجمهوری، اصول کلیدی حکمرانی خود را بر سه پایه بنا نهاده است: – صداقت و شفافیت در بیان مشکلات جامعه – پرهیز از وعدههای غیرعلمی و عوامفریبانه – مردممحوری
این سه اصل در نگاه نخست میتوانستند بنیانی تازه برای بازسازی اعتماد عمومی باشند؛ چرا که جامعه ایران پس از تجربههای پیشین، بیش از هر زمان دیگر نیازمند صداقت در بازگویی مشکلات و شفافیت در طرح چالشها بوده و هست. پزشکیان بر این باور است که اعتماد ملی زمانی شکل میگیرد که دولت چیزی را از مردم پنهان نکند و با آنان صادقانه درباره بحرانها سخن بگوید.
با این حال، حلقه گمشده حکمرانی او در دولت چهاردهم بیش از هر چیز در عرصه اقتصاد و سیاست داخلی نمایان شده است. پزشکیان در آغاز تلاش داشت چهرهای متفاوت از دولت اعتدال روحانی ارائه دهد؛ دولتی که تجربه فروپاشی برجام بزرگترین دستاوردش را بر باد داد و خاطرهای تلخ از ناکامی در ذهن جامعه برجای گذاشت. او با پیروی از شعار «شفافیت حداکثری و پنهانکاری حداقلی» ـ که نخستینبار در گفتمان دولت اصلاحات خاتمی مطرح شد ـ کوشید رمز موفقیت تعامل بینالمللی را در همگرایی داخلی جستوجو کند.
بیتردید بسیاری از سیاستمداران یکی از دلایل اصلی ناکامی برجام را نبود اجماع سیاسی میدانند. پزشکیان نیز بر همین نکته تأکید دارد و معتقد است تنها راه حفظ اعتماد مردم، پرهیز از دروغ و وعدههای بدون پشتوانه کارشناسی است. او میخواست با صداقت در بیان مشکلات، زمینهای برای وفاق ملی فراهم کند تا کشور بتواند در عرصه بینالمللی با پشتوانهای محکمتر ظاهر شود.
اما همین شفافیت در بازگویی مشکلات، که در آغاز عامل محبوبیت او بود و آرامش نسبی به جامعه تزریق کرد، امروز به پاشنه آشیل دولت تبدیل شده است. بیان بحرانها بدون ارائه راهکار، بهجای اعتمادسازی، تصویری از ناتوانی دولت در حل مسائل ساخته است. این وضعیت بهویژه در حوزه اقتصاد آشکار است؛ جایی که بیثباتی بازار ارز و طلا، افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی، جامعه را به سمت پناه بردن به بازارهای امنتر سوق داده است.
رکوردشکنی قیمت دلار و طلا نشانهای آشکار از اوجگیری تورم و بیاعتمادی عمومی است. در چنین شرایطی، پزشکیان هنوز نتوانسته راهکار مؤثری برای مهار بحران اقتصادی ارائه دهد. وفاق سیاسی که او وعده داده بود نیز به همگرایی منجر نشد و عملاً میدان رقابت را در اختیار رقیبانش قرار داد. این ناکامی نه تنها اعتماد عمومی را تضعیف کرده، بلکه به شکافهای سیاسی و اجتماعی نیز دامن زده است.
شفافیت در بیان مشکلات، اگرچه در ذات خود عامل اعتمادسازی است، اما زمانی میتواند به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود که همراه با راهکارهای عملی برای حل بحرانها باشد. در غیر این صورت، نه تنها گرهی از مشکلات جامعه گشوده نمیشود، بلکه با تزریق ناامیدی نسبت به توانایی رئیسجمهور در حل بحرانها، تأثیر مستقیم خود را بر بازار اقتصادی کشور میگذارد. جامعه امروز نیازمند ترمیم اقتصاد، تعامل سازنده بینالمللی و تزریق امید به آینده است؛ اما دولت پزشکیان همچنان درگیر چالش بزرگ تبدیل شفافیت گفتاری به راهحلهای عملی و مؤثر مانده است.
Δ