عبدالحمید گل افشان-آروان خبر//برای بسیاری از شهروندان شوشتری، ساختمان متروک انتهای پارک شهید خدری صرفاً یادگاری قدیمی از روزهای پرشور مدیریت شهری است؛ غریبه ای آشنا در دل فضای سبز که روزگاری محل اجرائیات شهرداری بود. اما آنچه برای چشمهای آشنا و دلسوز نمایان است، فراتر از یک بنای فراموششده است. این سازه فرسوده با دیوارهایی که هر آن ممکن است فرو بریزند، به یک تهدید عریان و قریب الوقوع برای ایمنی عمومی تبدیل شده است.
پارک شهید خدری، بهویژه در محدوده چهارراه شهید رجایی، یکی از پرترددترین نقاط شهر است. محلی که خانوادهها، کودکان و نوجوانان برای تفریح به آن پناه میبرند و در مناسبتهای مذهبی، مسیر تردد عزاداران و زائران امامزاده عبدالله(ع) محسوب میشود. در چنین فضایی، رها شدن یک بنای متلاشی، از سهلانگاری ساده فراتر رفته و به فاجعه ای انسانی در انتظار یک بیاعتنایی بدل شده است.
وضعیت این بنا، به روشنی فریاد خطر سر میدهد.ترکهای عمیق عرضی و طولی، دیوارها را ناپایدار کرده و ریزش گچ، آجرهای پوسیده را نمایان ساخته است. در کنار این فرسودگی، کنتور برق و کابلهای بدون جعبه ایمن در فضای باز، تهدید مضاعفی از جنس آتشسوزی و برقگرفتگی را رقم زدهاند. نگرانکنندهتر آنکه نه خبری از حصار ایمنی است، نه نوار هشدار و نه تابلو؛ گویی این بنا با سکوتی مرگبار، در میان رفتوآمد شهروندان رها شده تا هر دم بر سر رهگذران فروریزد.
این هشدار در آستانه ماه محرم ابعاد جدیتری مییابد. عاشورای حسینی امسال در چهارم تیرماه، مسیر حرکت دستههای سینهزنی و زنجیرزنی و نیز خانوادههایی که مشرف به بقعه متبرکه امامزاده عبدالله می شوند، از کنارهمین پارک عبور میکنند. عزادارانی که برای استراحت به این پارک پناه میآورند، اگر غفلت امروز ادامه یابد، با تصویری تلخ و غیرقابلتصور مواجه خواهند شد. و اما سؤال اساسی که ذهن هر شهروند آگاه را به خود مشغول کرده، این است: چرا سالهاست این ساختمان به حال خود رها شده و هیچ واکنشی از سوی متولیان امر دیده نمیشود؟ جای تأسف دارد که نه تنها شهرداران دورههای پیش، بلکه شهردار فعلی و اعضای محترم شورای اسلامی شهر نیز با نوعی بیخبری یا خوشبینی نسبت به این معضل قدیمی، از کنار آن عبور کردهاند. آیا این حجم از سکوت و بیعملی در قبال خطری آشکار، با رسالت ذاتی مدیریت شهری که همانا تأمین آسایش و ایمنی شهروندان است، همخوانی دارد؟
نکته حائز اهمیت آنکه دستاندرکاران بدانند، این یادداشت به هیچ وجه در پی حاشیهسازی یاتخریب نیست؛ بلکه برآمده ازدغدغهای همگانی و اسنادی غیرقابلانکار است.ترکهای عمیق دیوارو نبودکوچکترین تمهیدات ایمنی، حقایقی عینی هستند که هرگونه توجیه را بر باد میدهند. بنابراین، نه از سرِ عتاب، که از سرِ مسئولیتپذیری متقابل و برای پاسداشت اعتماد عمومی، این پرسش را مطرح میکنیم که چرا تخریب یا ایمنسازی این بنای مخوف، تا امروز در اولویت کارگزاران شهر نبوده است؟ پاسخگویی به این سؤال، نه یک مطالبه فراقانونی، که حقِ مسلّم شهروندی است که میخواهد با خاطری آسوده از کنار یک پارک عمومی عبور کند، بیآنکه نگران ریزش آوار بر سر فرزندانش باشد. ازمنظر شرعی حفظ جان مردم برهر واجبی مقدم است.ازمنظر قانونی، ماده ۵۵ قانون شهرداریها، نظارت بر ایمنی ابنیه و املاک رابه صراحت برعهده شهرداری نهاده است. از منظر انسانی نیز، عبور بیتفاوت از کنار خطری که کودکان،زنان ومردان راتهدید میکند، دورازوجدان و مسئولیتپذیری است. این ساختمان اکنون به معیاری برای سنجش مسئولیتپذیری مدیران شهری تبدیل شده است. تنها انتظار به حق شهروندان شوشتر از تمام قومیتها، برخورداری از شهری امن و عاری از مخاطرات ناشی از سهلانگاری است. اینجانب با انگیزهای جز دغدغه ایمنی و آسایش مردم و از سر مسئولیت اجتماعی وعشق به این دیار،این یادداشت را نگاشتم. انتظار میرود فرماندار محترم شوشتر، استاندار محترم خوزستان و معاونت محترم عمرانی استانداری، با ورود فوری و قاطع، دستور پیگیری عاجل صادر کرده و با مسئولان و متصدیانی که با ترک فعل خود،جان شهروندان را به مخاطره انداختهاند، مطابق قانون برخورد و بازخواست شوند. شهروندان شوشتر حق دارند در امنیت و آرامش زندگی کنند و عبور از کنار یک بنای متروک، دغدغه روزمرهشان نباشد. آیا برای اقدام، باید شاهد فروریختن آوار این غفلت بر سر بیگناهان باشیم؟ تصاویر مستند از وضعیت ساختمان و ترکهای عمیق، گویای صدق این گزارش است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Δ