\n\n\n\n\n\n\n\n\n\n\n\n\n\n\n\n\n پرش به محتوای اصلی
خانه›مسجدسلیمان›حمله موشکی ۳۰ مهر به مسجدسلیمان یک جنایت جنگی بود
گزارش خبری

حمله موشکی ۳۰ مهر به مسجدسلیمان یک جنایت جنگی بود

روزپنجشنبه تاریخ۳۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت۲۰:۳۶ کد خبرA2-011768 مطالعه8 دقیقه منبعرویش زاگرس نویسندهadmin
لید خبرمحمدرضا کرمزاده: ۳۰ مهر سالروز جنایت ضد انسانی سازمان مجاهدین و صدام در مسجدسلیمان نباید فراموش شود. ۳۰ مهر آغاز وسیع ترین حملات وحشیانه و غیر انسانی رژیم بعثی به شهر مسجدسلیمان، یک سند برجسته از تاریخ دفاع مقدس و جنایات جنگی رژیم بعثی است که به عنوان وسیع ترین حمله موشکی دشمن متجاوز نام گرفت که ۱۲۰ شهید و بیش از ۲۵۰ جانباز به دنبال داشت که متاسفانه مورد بی مهری قرار گرفته است. عمق این فاجعه به اندازه ای بود که امام خمینی رحمت الله علیه ضمن محکومیت شدید این حمله گسترده صدام سه روز عزای عمومی در سراسر کشور اعلام کرد. سی ام مهرماه سال ۱۳۶۲، عقرب ها ساعت ۱۶ بعد از ظهر را نشان می داد که ناگهان صدای دو انفجار مهیب ناشی از اصابت دو فروند موشک اسکاد، مسجدسلیمان را آنچنان به لرزه درآورد که تمام مردم شهر، شدت موج انفجار را حس کردند. دشمن بعثی با گرایی که مجاهدین ضد انقلاب به او داده بودند این شهر شهید پرور را مورد اصابت موشک های خود قرار دادند، از دو نقطه شهرستان دود و غبار و هوا برخاست، موشک های اسکاد آ نسل جدید موشک های اسکاد ب آلمانی بود که توسط هیتلر در جنگ جهانی دوم تولید و نسل جدید این موشک ها به ارتفاع ۹ متر و محتوا یک تن ماده منفجره با شعاع تخریب فراوان توسط شوروی در اختیار صدام قرار گرفته بود. در اولین دور اصابت دو فروند موشک اسکاد دشمن عراقی دو محله سبز آباد و خیابان اصلی شهر مسجدسلیمان مورد هدف قرار گرفت، در حالی که مردم برای امدادرسانی و با اطلاع شدن از عمق حادثه خود را به محل اصابت موشک ها رسانده بودند و از طرفی در خیابان ۱۷ شهریور تصادفی بین دو خودرو به وقوع پیوسته بود لذا این خیابان مسدود و ترافیک سنگینی ایجاد شده بود که سومین سفیر مرگ با فاصله ۴۰ دقیقه از دو موشک اولی دقیقاً به خیابان مملو از جمعیت و خودروها در خیابان ۱۷ شهریور اصابت کرد و یک فاجعه انسانی را رقم زد. بیش از ۱۲۰ شهید و ۲۵۰ مجروح و تخریب بیش از ۱۰۰ واحد مسکونی و تجاری پیامد اصابت این موشک ها بود. شاید قابل وصف نباشد پیکرها و اجزای بدن های تکه تکه شده شهروندانی بدون دفاع کودکان و زنان مظلومی که وحشیانه به شهادت رسیدند در اطراف محل اصابت موشک ها پراکنده و دست ها و پاهایی که روی تیرک های برق آویزان شده بود و یا اجزایی که یک خیابان آن طرف تر پرتاب شده بودند. دو بیمارستان امام خمینی نفت و ۲۲ بهمن مسجدسلیمان مملو از پیکر شهدای از هم پاشیده ای بود که سر در بدن نداشتند و برخی پیکرها به گونه ای بود که در یک کیسه نگهداری می شدند به طور مثال از پیکر دانش آموز شهید غلامرضا رخش چیزی باقی نمانده بود. پیکرها تا ساعت ها و رسیدن کانتینرها یا سردخانه سیار از شهرهای همجوار در راهروها و اتاق ها روی هم چیده شده بودند. خیلی از پیکرها قابل شناسایی نبودند، مجروحان بسیار زیادی در حیات دو بیمارستان و کف سالن ها به خاطر ازدحام شدید در انتظار درمان و رسیدگی بودند. امکانات بیمارستان ها جوابگو نبود و به همین خاطر درخواست های مکرر بلندگوهای مساجد برای یخ، بخور، کیسه های نایلونی و گروه های خونی مرتب اعلام می شد. مردم به خاطر دیدن صحنه های دلخراش آن روز تا روزها و شب ها کابوس می دیدند و به افسردگی شدیدی گرفتار شدند. سردخانه اجساد شهرستان تنها گنجایش ۶ جسد را داشت و از اهواز کانتینرهای سردخانه دار به مسجد سلیمان اعزام تا پیکر شهدا در آنها قرار داده شود و از فردای آن روز تا یک ماه ده ها شهید با حضور امت حزب الله تشییع و مسجدسلیمان را در بهت و اندوه فرو برد و این گونه بود که مسجدسلیمان ناجوانمردانه از ۳۰ مهر ماه به بعد یک دوره بمباران های متناوب هوایی مناطق مختلف مسکونیش همچون چهاربیشه، پشت برج، نفتک، نمره ۸، نمره ۴۰، کلگه …وارد فاز جدیدی از جنگ شدند که بعدها این حملات به نام جنگ موشکی در تقویم دوران دفاع مقدس نام گرفت. حمله ۳۰ مهر به مسجدسلیمان در دوران دفاع مقدس وسیع ترین حمله موشکی دشمن بعثی متجاوز نام گرفت که در نهایت قریب به ۴۰۰ کشته و زخمی بر جای نهاد امام خمینی رحمت الله ضمن محکومیت شدید این حمله ناجوانمردانه صدام سه روز عزای عمومی در سراسر کشور اعلام کرد و هیئتی سه نفره به نمایندگی خود به مسجدسلیمان اعزام کردند. وزارت امور خارجه ایران با تسلیم نامه ای به دبیرکل سازمان ملل نسبت به این جنایت انسانی عراق علیه شهروندان مسجدسلیمانی اعتراض کرد. یقیناً حمله موشکی ۳۰ مهر به عنوان وسیع ترین حمله موشکی به مسجدسلیمان یک سند برجسته از جنایات جنگی دشمن در دوران دفاع مقدس است، فرقه ضد ایرانی مجاهدین در جریان جنگ موشکی موسوم به جنگ شهرها نقش برجسته را در راستای کمک های اطلاعاتی تصحیح گرای اهداف مورد اصابت شهرهای جنوبی و به خصوص مسجدسلیمان به صدام بازی کرد و در حقیقت این یکی از ننگین ترین سرفصل های حضور رجوی در عراق بود. مسجدسلیمان تا پایان دوران دفاع مقدس بیش از ۹۰ بار مورد اصابت و حملات هوایی و موشکی رژیم بعث قرار گرفت و صدها بار شاهد حضور هواپیماهای دشمن بعثی در آسمان و شکستن دیوار صوتی قرار گرفت. صدای رعد آسا از توپ ها و ضد هواپیمایی چهار لول فرودگاه شهید آسیایی چهاربیشه،کارخانه شهید فرخ نیا صدای پرواز فانتوم ها و بالگردهای کبرا هوانیروز و نیروی هوایی که اکثراً باعث فرار میگ های متجاوز عراقی می شدند هنوز در گوش مسجدسلیمانی ها شنیده می شود. هنوز پس از سال ها وقتی به آسمان نگاه می کنیم با غرور تمام از درگیری هلیکوپتر کبری که با چند میگ متجاوز درگیر شده بود اجازه بمب باران و تجاوز به حریم شهرمان را به آنها نداده بود را به یاد می آوریم، هنوز شهدای حمله هوایی به پادگان محلاتی، نمره ۴۰ پشت برج، کلگه، سبزآباد…را خوب به یاد داریم، هنوز به یاد داریم در طول سال تحصیلی بعضاً با شدت گرفتن حملات مدارس چندین هفته و ماه تعطیل بودند و مردم ناچار بودند با تحمل سوز سرما در زمستان و گرمای طاقت فرسای تابستان در کوهستان ها و روستاهای اطراف شهر با کمترین امکانات روزگار خود را سپری کنند. در حیاط و همجوار اکثر خانه ها به توصیه مسئولین شهری سنگر حفر شده بود که با به صدا درآمدن آژیر قرمز خانواده ها دسته جمعی به درون آن سنگرها پناه می بردند، در کنار این سنگرها سنگرهای عمومی هم در سطح محلات و معابر عمومی احداث شده بود. آری تحمل آن رنج ها و دردها برای بقای انقلاب چیزی نبود، در میدان نبرد پدران، فرزندان، برادران و خودمان بودیم و از شهادت، اسارت و جانبازی باکی نداشتیم در پشت جبهه ها با تمام کمبودها و جیره بندی ها و کوپنی بودن اجناس باز راضی تر از الان بودیم تازه از همان جیره ها میل و رغبت وصف ناپذیری به ستادهای کمک به جبهه ها سهمی اهدا می کردیم، در مقابل بمباران های هوایی، موشکی و جنگ شهرها فریاد می زدیم جنگ جنگ تا پیروزی! چرا؟ چون پای اسلام عزیزمان، خاک میهنمان، ناموس و ارزشهای مان در میان بود، چون کسی به دنبال سهم خود از سفره انقلاب نبود، چون اختلاس های چندین هزار میلیاردی پی در پی و ژن های خوب در کار نبود و حسین فهمیده، جهان آرا ،ابراهیم همت، حسین خرازی ،علی هاشمی، محسن رضایی… دنبال سهم خود از انقلاب نبودند، چون دختر وزیری اختلاس و احتکار دارو نکرده بود، چون فضا برای سوء استفاده برادر ریاست جمهوری فراهم نمی شد، فساد اداری تا این حد نبود. بدون شک حمله ۳۰ مهر سال ۶۲ یک سند برجسته از جنایات جنگی دشمن بعثی در طول دفاع مقدس بوده است و ضرورت دارد از زیر خاطرات غبار گرفته بیرون کشیده شود و مورد واکاوی قرار گیرد و به عنوان برگ زرینی از مقاومت مردم شریف این منطقه به ثبت و ضبط برسد. باید شرایط و فضا برای به ثبت رساندن این روز خونین در تقویم ملی کشورمان فراهم شود و هر ساله در سطح کشور ارج نهاده شود، از جمله این که در این روز هر ساله خانواده های شهدا و سایرین شهروندان با رهبر و مقتدای خود دیدار داشته باشند، باید پذیرفت در این مسیر کوتاهی و کم لطفی صورت گرفته است، برای این اتفاق لازم است همه به صحنه بیایند بعد هرکس خواست سند به ثمر رساندن آن را به نام خود بزند اشکال و ایرادی ندارد این هم مانند خیلی رویدادها در سطح کشور استان و شهرستان که زحمتش را آن کشید و شهرتش را این برد کوه را فرهاد کند شهرت را شیرین برد.

منبع خبر: رویش زاگرس

آروان خبر/محمدرضا کرمزاده: ۳۰ مهر سالروز جنایت ضد انسانی سازمان مجاهدین و صدام در مسجدسلیمان نباید فراموش شود. ۳۰ مهر آغاز وسیع ترین حملات وحشیانه و غیر انسانی رژیم بعثی به شهر مسجدسلیمان، یک سند برجسته از تاریخ دفاع مقدس و جنایات جنگی رژیم بعثی است که به عنوان وسیع ترین حمله موشکی دشمن متجاوز نام گرفت که ۱۲۰ شهید و بیش از ۲۵۰ جانباز به دنبال داشت که متاسفانه مورد بی مهری قرار گرفته است. عمق این فاجعه به اندازه ای بود که امام خمینی رحمت الله علیه ضمن محکومیت شدید این حمله گسترده صدام سه روز عزای عمومی در سراسر کشور اعلام کرد. سی ام مهرماه سال ۱۳۶۲، عقرب ها ساعت ۱۶ بعد از ظهر را نشان می داد که ناگهان صدای دو انفجار مهیب ناشی از اصابت دو فروند موشک اسکاد، مسجدسلیمان را آنچنان به لرزه درآورد که تمام مردم شهر، شدت موج انفجار را حس کردند. دشمن بعثی با گرایی که مجاهدین ضد انقلاب به او داده بودند این شهر شهید پرور را مورد اصابت موشک های خود قرار دادند، از دو نقطه شهرستان دود و غبار و هوا برخاست، موشک های اسکاد آ نسل جدید موشک های اسکاد ب آلمانی بود که توسط هیتلر در جنگ جهانی دوم تولید و نسل جدید این موشک ها به ارتفاع ۹ متر و محتوا یک تن ماده منفجره با شعاع تخریب فراوان توسط شوروی در اختیار صدام قرار گرفته بود. در اولین دور اصابت دو فروند موشک اسکاد دشمن عراقی دو محله سبز آباد و خیابان اصلی شهر مسجدسلیمان مورد هدف قرار گرفت، در حالی که مردم برای امدادرسانی و با اطلاع شدن از عمق حادثه خود را به محل اصابت موشک ها رسانده بودند و از طرفی در خیابان ۱۷ شهریور تصادفی بین دو خودرو به وقوع پیوسته بود لذا این خیابان مسدود و ترافیک سنگینی ایجاد شده بود که سومین سفیر مرگ با فاصله ۴۰ دقیقه از دو موشک اولی دقیقاً به خیابان مملو از جمعیت و خودروها در خیابان ۱۷ شهریور اصابت کرد و یک فاجعه انسانی را رقم زد. بیش از ۱۲۰ شهید و ۲۵۰ مجروح و تخریب بیش از ۱۰۰ واحد مسکونی و تجاری پیامد اصابت این موشک ها بود. شاید قابل وصف نباشد پیکرها و اجزای بدن های تکه تکه شده شهروندانی بدون دفاع کودکان و زنان مظلومی که وحشیانه به شهادت رسیدند در اطراف محل اصابت موشک ها پراکنده و دست ها و پاهایی که روی تیرک های برق آویزان شده بود و یا اجزایی که یک خیابان آن طرف تر پرتاب شده بودند. دو بیمارستان امام خمینی نفت و ۲۲ بهمن مسجدسلیمان مملو از پیکر شهدای از هم پاشیده ای بود که سر در بدن نداشتند و برخی پیکرها به گونه ای بود که در یک کیسه نگهداری می شدند به طور مثال از پیکر دانش آموز شهید غلامرضا رخش چیزی باقی نمانده بود. پیکرها تا ساعت ها و رسیدن کانتینرها یا سردخانه سیار از شهرهای همجوار در راهروها و اتاق ها روی هم چیده شده بودند. خیلی از پیکرها قابل شناسایی نبودند، مجروحان بسیار زیادی در حیات دو بیمارستان و کف سالن ها به خاطر ازدحام شدید در انتظار درمان و رسیدگی بودند. امکانات بیمارستان ها جوابگو نبود و به همین خاطر درخواست های مکرر بلندگوهای مساجد برای یخ، بخور، کیسه های نایلونی و گروه های خونی مرتب اعلام می شد. مردم به خاطر دیدن صحنه های دلخراش آن روز تا روزها و شب ها کابوس می دیدند و به افسردگی شدیدی گرفتار شدند. سردخانه اجساد شهرستان تنها گنجایش ۶ جسد را داشت و از اهواز کانتینرهای سردخانه دار به مسجد سلیمان اعزام تا پیکر شهدا در آنها قرار داده شود و از فردای آن روز تا یک ماه ده ها شهید با حضور امت حزب الله تشییع و مسجدسلیمان را در بهت و اندوه فرو برد و این گونه بود که مسجدسلیمان ناجوانمردانه از ۳۰ مهر ماه به بعد یک دوره بمباران های متناوب هوایی مناطق مختلف مسکونیش همچون چهاربیشه، پشت برج، نفتک، نمره ۸، نمره ۴۰، کلگه …وارد فاز جدیدی از جنگ شدند که بعدها این حملات به نام جنگ موشکی در تقویم دوران دفاع مقدس نام گرفت. حمله ۳۰ مهر به مسجدسلیمان در دوران دفاع مقدس وسیع ترین حمله موشکی دشمن بعثی متجاوز نام گرفت که در نهایت قریب به ۴۰۰ کشته و زخمی بر جای نهاد امام خمینی رحمت الله ضمن محکومیت شدید این حمله ناجوانمردانه صدام سه روز عزای عمومی در سراسر کشور اعلام کرد و هیئتی سه نفره به نمایندگی خود به مسجدسلیمان اعزام کردند. وزارت امور خارجه ایران با تسلیم نامه ای به دبیرکل سازمان ملل نسبت به این جنایت انسانی عراق علیه شهروندان مسجدسلیمانی اعتراض کرد. یقیناً حمله موشکی ۳۰ مهر به عنوان وسیع ترین حمله موشکی به مسجدسلیمان یک سند برجسته از جنایات جنگی دشمن در دوران دفاع مقدس است، فرقه ضد ایرانی مجاهدین در جریان جنگ موشکی موسوم به جنگ شهرها نقش برجسته را در راستای کمک های اطلاعاتی تصحیح گرای اهداف مورد اصابت شهرهای جنوبی و به خصوص مسجدسلیمان به صدام بازی کرد و در حقیقت این یکی از ننگین ترین سرفصل های حضور رجوی در عراق بود. مسجدسلیمان تا پایان دوران دفاع مقدس بیش از ۹۰ بار مورد اصابت و حملات هوایی و موشکی رژیم بعث قرار گرفت و صدها بار شاهد حضور هواپیماهای دشمن بعثی در آسمان و شکستن دیوار صوتی قرار گرفت. صدای رعد آسا از توپ ها و ضد هواپیمایی چهار لول فرودگاه شهید آسیایی چهاربیشه،کارخانه شهید فرخ نیا صدای پرواز فانتوم ها و بالگردهای کبرا هوانیروز و نیروی هوایی که اکثراً باعث فرار میگ های متجاوز عراقی می شدند هنوز در گوش مسجدسلیمانی ها شنیده می شود. هنوز پس از سال ها وقتی به آسمان نگاه می کنیم با غرور تمام از درگیری هلیکوپتر کبری که با چند میگ متجاوز درگیر شده بود اجازه بمب باران و تجاوز به حریم شهرمان را به آنها نداده بود را به یاد می آوریم، هنوز شهدای حمله هوایی به پادگان محلاتی، نمره ۴۰ پشت برج، کلگه، سبزآباد…را خوب به یاد داریم، هنوز به یاد داریم در طول سال تحصیلی بعضاً با شدت گرفتن حملات مدارس چندین هفته و ماه تعطیل بودند و مردم ناچار بودند با تحمل سوز سرما در زمستان و گرمای طاقت فرسای تابستان در کوهستان ها و روستاهای اطراف شهر با کمترین امکانات روزگار خود را سپری کنند. در حیاط و همجوار اکثر خانه ها به توصیه مسئولین شهری سنگر حفر شده بود که با به صدا درآمدن آژیر قرمز خانواده ها دسته جمعی به درون آن سنگرها پناه می بردند، در کنار این سنگرها سنگرهای عمومی هم در سطح محلات و معابر عمومی احداث شده بود. آری تحمل آن رنج ها و دردها برای بقای انقلاب چیزی نبود، در میدان نبرد پدران، فرزندان، برادران و خودمان بودیم و از شهادت، اسارت و جانبازی باکی نداشتیم در پشت جبهه ها با تمام کمبودها و جیره بندی ها و کوپنی بودن اجناس باز راضی تر از الان بودیم تازه از همان جیره ها میل و رغبت وصف ناپذیری به ستادهای کمک به جبهه ها سهمی اهدا می کردیم، در مقابل بمباران های هوایی، موشکی و جنگ شهرها فریاد می زدیم جنگ جنگ تا پیروزی! چرا؟ چون پای اسلام عزیزمان، خاک میهنمان، ناموس و ارزشهای مان در میان بود، چون کسی به دنبال سهم خود از سفره انقلاب نبود، چون اختلاس های چندین هزار میلیاردی پی در پی و ژن های خوب در کار نبود و حسین فهمیده، جهان آرا ،ابراهیم همت، حسین خرازی ،علی هاشمی، محسن رضایی… دنبال سهم خود از انقلاب نبودند، چون دختر وزیری اختلاس و احتکار دارو نکرده بود، چون فضا برای سوء استفاده برادر ریاست جمهوری فراهم نمی شد، فساد اداری تا این حد نبود. بدون شک حمله ۳۰ مهر سال ۶۲ یک سند برجسته از جنایات جنگی دشمن بعثی در طول دفاع مقدس بوده است و ضرورت دارد از زیر خاطرات غبار گرفته بیرون کشیده شود و مورد واکاوی قرار گیرد و به عنوان برگ زرینی از مقاومت مردم شریف این منطقه به ثبت و ضبط برسد. باید شرایط و فضا برای به ثبت رساندن این روز خونین در تقویم ملی کشورمان فراهم شود و هر ساله در سطح کشور ارج نهاده شود، از جمله این که در این روز هر ساله خانواده های شهدا و سایرین شهروندان با رهبر و مقتدای خود دیدار داشته باشند، باید پذیرفت در این مسیر کوتاهی و کم لطفی صورت گرفته است، برای این اتفاق لازم است همه به صحنه بیایند بعد هرکس خواست سند به ثمر رساندن آن را به نام خود بزند اشکال و ایرادی ندارد این هم مانند خیلی رویدادها در سطح کشور استان و شهرستان که زحمتش را آن کشید و شهرتش را این برد کوه را فرهاد کند شهرت را شیرین برد.

نویسنده
نویسنده خبر

admin

عضو تحریریه و تولیدکننده محتوای خبری.

گفت‌وگوی مخاطبان

دیدگاه‌ها

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.